ردیابی کوچکترین سیاره در منظومه ای دیگر

ژوئن 7, 2008
ستاره شناسان کوچکترین سیاره تا امروز را که در مدار ستاره ای معمولی می گردد ردیابی کرده اند؛ کره ای که تنها سه برابر زمین است.

کشف سیاره ای با جرم مشابه زمین هدف نهایی منجمانی است که سیارات را در منظومه های دیگر جستجو می کنند.چنین کشفی مهم خواهد بود زیرا دانشمندان به دنبال یافتن کرات دیگری هستند که زمینه وجود حیات در آنها مهیا باشد.این سیاره حول ستاره ای می گردد که جرم آن چنان کم است که ممکن است یک ستاره به اصطلاح “ناکام” یا یک کوتوله قهوه ای باشد.
اخترشناسان این کره تازه را با استفاده از تکنیکی موسوم به “مایکرولنزینگ گرانشی” کشف کردند.این شیوه از این خاصیت استفاده می کند که نور هنگام گذر از نزدیکی یک شیء سنگین مانند یک ستاره خم می شود.سیاره تازه حدود 3/3 برابر زمین است. برخی محققان می گویند این سیاره ممکن است دارای جوی غلیظ باشد و احتمال دارد اقیانوسی مایع بر سطح آن وجود داشته باشد. تلسکوپ فضایی جیمز وب که قرار است در سال 2013 پرتاب شود می تواند نشانه های حیات را روی سیاراتی به اندازه زمین که حول ستاره های کم جرم در همسایگی ما در جهان می گردند جستجو کند. قبلا یک سیاره کوچکتر از این کشف شده بود اما در اطراف یک تپ اختر (پالسار) کشف شده بود. اما سیاره جدید در اطراف یک ستاره معمولی پیدا شده است.

دیوید بنت محقق اصلی این پروژه از دانشگاه نوتردام گفت: “مایکرولنزینگ راهی است که به یافتن سیارات کوچکتر منجر می شود، از جمله سیاراتی به اندازه زمین.” وی افزود: “این یافته همچنین منجمانی را که در جستجوی سیاراتی هستند که در فاصله لازم برای پیدایش حیات از ستاره های کم جرم می گردند دلگرم خواهد کرد.”

جهانی پرآب؟

این سیاره با شعاعی شبیه به زهره – فاصله زهره از خورشید – حول کوتوله قهوه ای می گردد. اما تصور می شود که ستاره مرکزی سه هزار تا یک میلیون بار محوتر از خورشید باشد بنابراین انتظار می رود سطح فوقانی اتمسفر این سیاره از پلوتون سردتر باشد. نیکلاس راتنبری از دانشگاه منچستر که از دیگر محققان این پروژه است به بی بی سی گفت: “براساس محکم ترین ایده های ما از چگونگی شکل گیری سیارات، این سیاره می تواند اتمسفر خیلی غلیظی داشته باشد. این اتمسفر احتمالا مثل یک پتو عمل می کند و سیاره را گرم نگاه می دارد.” “بنابراین حتی اگر مقداری انرژی وارد شده از خورشید منظومه ناچیز باشد…. حرارت داخلی که از داخل سیاره متصاعد می شود می تواند سطح را گرم کند.” “این باعث گمانه زنی هایی شده است دایر بر اینکه امکان وجود اقیانوسی مایع بر سطح آن هست. این مهیج است چون یکی از خواصی که مایلیم روی یک سیاره قابل سکونت ببینیم وجود آب مایع روی سطح است.” این سیاره توسط تلسکوپ MOA-II در کوه “مانت جان” در زلاندنو کشف شد و MOA-2007-BLG-192Lb نامگذاری شده است.

bbc
&
Parssky

آنتی ویروس avast

ژوئن 3, 2008

تصوير

به خاطر مشکلات و دردسرهایی که این روزها اکثر نرم افزارهای آنتی ویروس برای کاربران(ایران و چند کشور دیگر)ایجاد کرده ، رجیستر و بروز کردن آن ها دشوار شده است.

آنتی ویروس avast فعلآ مشکلات بالا رو نداره وبسیار قدرتمند در شناسایی ویروس ها،تروجان ها و کدهای مخرب عمل می کند.avast باعث کند شدن کامپیوتر شما نمی شود و بسیار سریع بروز می شود.

Avast!Professional v4.8.1195

22MB

سریال:
W9351401R8800A1106-JVS461X0

نوشیدنی مخلوط میوه ای

ژوئن 3, 2008
در روزهای گرم، هیچ چیز به اندازه یک نوشیدنی خنک، کم کالری و خوش ظاهر دلچسب نیست. میتوانید در مهمانیهای عصر، مهمانان خود را با سرو این نوشیدنی زیبا و ساده غافلگیر کنید.

تصوير

مواد لازم برای 8 تا 10 لیوان:
• 2 لیوان آب پرتقال خنک
• 1 لیوان آب انگور سفید بدون شکر خنک
• 1 لیوان آب آلبالو یا آب انار
• 1 لیتر سودای لیمویی یا شربت لیمویی که با سودا تهیه شده باشد
• یخ • 2 پیمانه میوه تازه فصل مانند پرتقال، لیمو ترش، توت فرنگی، دانه انگور، آناناس، هلو خرد شده
• برگ تازه نعنا

روش تهیه:
1. در یک کاسه یا پارچ بزرگ آب پرتقال، انگور و آلبالو را مخلوط کنید.
2. سودای لیمویی را اضافه کرده و به آرامی مخلوط کنید تا گاز سودا از بین نرود. دو سوم هر یک از لیوانها را از یخ و میوه های تازه پر کرده، مخلوط آب میوه را روی آن بریزید و با برگ نعنای تازه تزئیین کنید.

bhg.com

http://www.fediran.com/viewtopic.php?f=151&t=101

خانواده زیر چادر در یك اتوبان، اینجا تهران است

ژوئن 2, 2008

اگر از كنار اتوبان صیاد شیرازی عبور كردید، كناره‌های آن را با دقت ببینید، جایی كه ۲ چادر رنگ و رو رفته و كهنه در دو طرف خیابان علم شده است، زیر هر یك از این چادرها خانواده‌ای ۴ نفره زندگی می‌كند، یكی ۵۰ روز و دیگری یك‌ سال.

تصوير

كنار اتوبان صیاد رو به شمال بالاتر از میدان سبلان، در دو سوی بزرگراه دو چادر برپاست، سمت راست محمد با زن و دو بچه ۵۰ روز است كه پس از جواب شدن از سوی صاحبخانه در چادر ساكن شده است، كمی آن طرف‌تر آن سوی خیابان محمود زیر چادر كهنه سبز رنگش اطراق كرده است پسرش را به بهزیستی سپرده و با زن و دختر ۱۱ ساله‌اش روز را به شب و شب را به صبح می‌رساند.
محمود حمیدوند ۴۱ سال دارد اما صورت تكیده و دندان‌های شكسته‌اش پیرتر نشانش می‌دهد، صدایش گرفته است، می‌گوید: بچه همین خیابان سبلان هستم، ۳ ماه است كه اینجا با خانواده‌ام زیر چادر زندگی می‌كنیم، البته بیش از یك سال است كه در به دریم و جا‌به‌جا می‌شویم، تابستان‌ها كنار خیابان زیر چادر زندگی می‌كنیم و زمستان‌ها هر چند شب خانه یكی می‌رویم.
محمود خودش را كارگر ساده ساختمان معرفی می‌كند و اضافه می‌كند: پسر ۱۰ ساله‌ام را از زور نداری به بهزیستی سپرده‌ام، ۲ سال است كه پسرم در بهزیستی است، دخترم هم تا چند وقت پیش خانه مادرزنم بود اما الآن مادرزنم هم چون مستاجر است دچار مشكل شده است و مجبورم او را هم پیش خودم اینجا به چادر بیاورم.
وی ادامه می‌دهد: از خیلی‌ها تقاضای كمك كرده‌ام، كمیته امداد رفتم، ‌گفتند اگر زنت طلاق بگیرد ماهی ۲۵ هزار تومان به او مستمری می‌دهیم، خیلی دویدیم اما نتیجه نداد، هر چی داشتیم در این مدت بردند، حتی شناسنامه‌هایمان را هم بردند. نرفتم كلانتری و ثبت احوال دنبال شناسنامه، پول می‌خواهد و من ندارم.
وی می‌گوید: در تمام ۴۱ سال زندگی‌ام حتی۱۰۰ هزار تومان هم وام نگرفته‌ام، حالا هم اگر وام بخواهیم ضامن معتبر و هزار جور سند و مدرك می‌خواهد كه من ندارم، این جور وام‌ها مگر برای امثال من نیست، من از كسی توقع ندارم، طلبكار كسی نیستم، خودم زمین خورده‌ام و باید بلند شوم اما اگر به من وام بدهند، حاضرم كار كنم و پس بدهم.
محمود در ادامه می‌گوید: مشكل من نداری است، آخرین جایی كه در خانه زندگی كردم، بهارستان بود، آن قدر هزینه زندگی بالا بود كه نتوانستم ادامه دهم، قبض برق و آب ۶۰ هزار تومان آمده بود‌ اما من فقط یك لامپ و یك تلویزیون سیاه و سفید داشتم، یك شیر آب هم بود كه چند خانواده از آن استفاده می‌كردیم، ۶۰ هزار تومان پول زیادی بود.
وی اضافه می‌كند: دزدی كه نمی‌توانم بكنم، یعنی می‌توانم اما آیا درست است، اینجا هم در این ۳ ماهی كه زندگی می‌كنم، فقط یك‌بار مأمور شهرداری آمد و اسم و مشخصات ما را نوشت و رفت، ۱۵ روز پیش هم یك خانم از شهرداری آمد و گفت نگران نباشید حل می‌شود‌ اما خبری نشد.
آن طرف خیابان محمد با زن و ۲ فرزندش زندگی می‌كند، «محمد . الف»، می‌گوید: بچه همین تهران هستم، خیابان سبلان نزدیك موتور آب زندگی می‌كردیم، ۵۰ روز پیش صاحبخانه، خانه‌اش را خواست و تخلیه كردیم بعد از آن دیگر نتوانستم خانه‌ای بگیرم، هر جا می‌روم، می‌گویند ۲ میلیون ماهی ۱۵۰ هزار تومان، من هم ندارم، الآن كه دیگر هیچی ندارم، مجبورم بیایم اینجا در چادر زندگی كنم.
او نیز خود را كارگر ساده ساختمان معرفی می‌كند و ادامه می‌دهد: همه اسباب زندگی‌ام را شهرداری برد، حتی كفش زنم را هم بردند، پسرم كلاس دوم راهنمایی است، دخترم هم مدرسه می‌رود، مجبورم اینجا كنار زنم بمانم كه تنها نباشد، كار نمی‌توانم بكنم. درآمدی ندارم.
محمد می‌گوید: هر چه تلاش كردیم دیگر شهرداری اسباب زندگی‌ام را پس نداد و الآن همه دارایی ما همین‌هایی است كه زیر چادر می‌بینید، من هیچی ندارم، به مسئولان بگوئید، مجبوریم، هیچ كس نمی‌خواهد با آبرویش ‌بازی‌ كند یا این وضع زندگی ناموسش باشد‌. چرا كسی كمكمان نمی‌كند.

خبرگزارى فارس

http://www.fediran.com/viewtopic.php?f=281&t=558

Anathema-Are You There

ژوئن 2, 2008

Are You There

?Are you there
Is it wonderful to know
All the ghosts…
All the ghosts…
Freak my selfish out
My mind is happy
Need to learn to let it go
I know you’d do no harm to me

آيا تو آنجا خواهي بود؟
شگفت آور است اگر بدانم
تمامي ارواح …
تمامي ارواح …
خودپسندي مرا به وحشت مي اندازند
ذهن من شاد است
بايد بياموزم چگونه رهايش کنم
ميدانم که تو هيچ آسيبي به من وارد نمي کني

But since you’ve been gone I’ve been lost inside
Tried and failed as we walked by the riverside
And I wish you could see the love in her eyes
The best friend that eluded you lost in time
Burned alive in the heat of a grieving mind

اما از زماني که تو رفته اي ، از درون گم شده ام
همانطور که از کنار رودخانه قدم ميزديم ، سعي مي کردم و شکست مي خوردم
آرزو دارم که تو مي توانستي عشق را در چشمانش ببيني
بهترين دوستي که تو را رها کرد تا در زمان سرگردان شوي
در حرارت يک ذهن اندوهناک ، زنده زنده سوختم

?But what can I say now
It couldn’t be more wrong
Cos there’s no one there
Unmistakably lost and without a care
Did we lose all the love that we could have shared
And its wearing me down
And its turning me round
And I can’t find a way
Now to find it out
Where are you when I need you…

?Are you there

اما چه مي توانم بگويم اکنون ؟
ديگر نمي تواند ازاين اشتباه تر باشد
زيرا ديگر کسي آنجا نيست
بي ترديد سرگردان و بدون مراقبت
آيا همه عشقي را که مي توانستيم داشته باشيم ، از دست داديم ؟
و اين مرا فرسوده مي کند
و اين مرا مي گرداند(سرگردان مي کند)
و نميتوانم راهي بيابم
اکنون تا پي ببرم
که کجايي وقتي به تو نياز دارم…

آيا تو آنجايي؟

Are You There

آقای شهردار این تصاویر را دیده اید؟

ژوئن 2, 2008

آقای شهردار این تصاویر را دیده اید؟

در خبرها آمده بود که شهردار محترم تهران مبلغ 3 میلیارد تومان را برای بازسازی لبنان اختصاص دادن.
آقای شهردار این تصاویر را قبلا دیده اید؟
تصاویر کودکانی که بخاطر آتش سوزی در مدرسه و به خاطر نبود بخاری گازی و امکانات گرمایشی مناسب به این شکل افتادن …
آیا ما کم حافظه شده ایم؟ آیا جناب شهردار یادی از این عزیزان کرده اند؟
آیا کمک به مردم روستایی و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش برای کشورهای دیگه واجب تر نیست؟
و خیلی پرسش های بی پاسخ دیگه …
تصویر

تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر

نرگس برای عکاس نمی‌خندد

برق نگاه معصومشان ‌با قاب‌های چوبی در دست که در آن ‌چهره‌هایی متفاوت از تصویر فعلی‌اشان را نشان‌ می‌داد، آتش به دلمان زد.
عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نباید یک بخاری استاندارد در کلاسشان می‌بود، و انگشت‌های ذوب شده‌ نرگس در کنار کتاب فارسی کلاس سوم ما را ناخودآگاه به یاد حسنک کجایی، تصمیم کبری، روباه و خروس و ده‌ها درس خاطره‌انگیز دیگر این دوره انداخت.
نمی‌دانیم وقتی به درس پترس فداکار می‌رسند، چه تصویری از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتی نمی‌دانیم آیا به خاطر گرمی مشعل دهقان فداکار، او را دوست می‌دارند.
دخترکان و پسرکانی با قاب‌های بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج می‌زند، بچه‌هایی که رنگ نداشته دیوار خانه‌اشان حکایت از جیب خالی والدینشان برای هزینه‌های سرسام‌آور درمان دارد و نمی‌دانیم چرا تا به امروز گره‌های چروک چهره‌‌هایشان که قرار بود ترمیم شوند، هنوز باز نشده است و این پرسش که آیا در میان سیل پزشکان این مرز و بوم کسی حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمی برای صورتکان این بچه‌ها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.
نرگس در روستایشان می‌ماند، به دنبال مرغ خانه‌اشان می‌دود تا شاید با سر و صدای مرغ و خروس‌های خانه بتواند اندکی خود را تخلیه کند.
نرگس در کنار دیگر بچه‌های قربانی غفلت ما در کنار بچه‌های روستا برای گرفتن یک عکس حاضر می‌شود اما او برای عکاس نمی‌خندد.
نرگس دفتر مشقش را باز می‌کند، به زحمت و با کمک دست دیگر مداد سیاه را در دست می‌گیرد و در سطر اول می‌نویسد: ای کاش کلاسمان آتش نمی‌گرفت.

منبع:http://floppy98.blogspot.com/2008/05/blog-post.html

http://www.fediran.com/viewtopic.php?f=281&t=507

آناتما

مارس 15, 2008

آناتما (Anathema) نام یک گروه موزیک بریتانیایی از شهر لیورپول است

در سال 1990 این گروه با نام فرشتهٔ کافر با كمك گروه Cannbial Corpse شکل گرفت.بعد ها این گروه در کنسرت های گروه‌های معتبر انگلیسی مانند Bolt Thrower و Paradise Lost ترانه های اجرا کارد تا یک سال بعد که با تغییر نام به آناتما اولین آلبوم خوشون رو ضبط کردند

اولین آلبوم این گروه انگلیسی ساکن لیورپول سال 1991 عرضه شد که ترانه‌های این آلبوم به سبک DEATH METAL بودند.تا 4 سال بعد که گروه 5 آلبوم دیگه بیرون داد همین سبک اجرا می‌شد.در این سال ها آناتما گروه شناخته شده‌ای در سبك Doom Metal بود. آناتما پس از رفتن دارن وایت

در سال 1995 دارن وایت گروه رو ترک کرد و وینست کاوانا گیتاریست گروه به جای او خوانندگی رو به عهده گفت.در سال 1996 با این تغیر آلبوم ابدیت عرضه شددر این آلبوم شعرها کوتاه و حالتی خشمگین داشتند.آلبوم با یه موسیقی بی کلام شروع میشه و یکی از ترانه ها این آلبوم به اسم امید به روی هارپر تعلق داره.تفاوت در شیوهٔ خواند اشعار باعث شد این آلبوم بیتر از آلبوم های قبل مورد توجه قرار بگیره. غز متفکر گروه در آن موقع دانکن پترسون بود.که ساخت موسیقی وسرودنشعر ها را به عهده داشته.

آلبوم بعدی گروه که سال 1998 عرضه شد شبیه آلبوم قبلی اجرا شد اما از اون خشونت آلبوم های قبلی کاسته شد.آهنگای آلبوم راه چهارم دارای شعر خیلی قوی و عمیقی هستند.و فضای ترانه ها نسبت به آلبوم قبلی آروم تراند.

یک سال بعد آناتماآلبومی عرضه کرد که هم از نظر شعر هم ار نظر موسیقی موسیقی شاهکار بود و توجه منتقدان موسیقی رو بخودش جلب کرد.آلبوم قضاوت یکی از بهترین آلبوم های آناتماست که به خاطر مرگ مادر برادران کاوانا در ان سال این آلبوم به مادر انها تقدیم شده.ترانهٔ آخرین خداحافظی در این آلبوم از مشهور‌ترین ترانه‌های این گره است. این آلبوم آخرین آلبومی بود که دانکن پترسون با آناتما کار کرد.بعد از این آلبوم دانکن پترسون از گروه جدا شد و با macheal moss گروه به اسم antimmatter تشکیل دادند.

آناتما پس از رفتن دانکن پترسون

بعد از رفتن دانکن دنی جای او را گرفت. آلبوم a fin day to exit که سال 2001 در حایل به بازار عرضه شد که تقریبا تمام شعر ها و موسیقی آلبوم را دنی ساخته بود.حال هوای این آلبوم خیلی آروم تر از آلبوم قبلیه و میشه گفت این آلبوم در سبک alternative rock اجرا شده. آلبوم بعدی هم با همین ویزگی هااجرا شد. اسم آلبوم natural disaster (بدبختی طبیعی) و سال 2003 عرضه شد. در این آلبوم دنیل پس از یک وقفهٔ کوتاه دوباره به گروه برگشته بود

گروه آناتما همیشه از منتقدان موسیقی نمره بالا گرفته است.ولی طرفداران زیادی ندارد.اما به گفته وینی این برای اعضای گروه اهمیت زیادی نداره.چون آن ها برای خودشون میخونن.هیچ محدودیتی تو گفتن شعر و موسیقی ندارن و تو این زمینه آزادند. فعلا عمده فعلیت گروه اجرای کنسرت های متعدد توی اروپاست.دنی دری باره گفته: ما آهنگای جدیدمون رو تو این کنسرت ها امتحان میکنیم و اونایی که مورد پسند مردم قرار میگیره جمع میکنیم و تو یه آلبوم عرضه میکنیم. طبق برنامه آلبوم بعدی گروه در سال 2006 عرضه خواهد شد. اعضای فعلی گروه

اعضای قدیمی گروه

  • دارن وایت-خواننده   (در سال های1990 تا 1995)
  • دانکن پترسون-بیس و کیبورد  (در سال های1990 تا 1998)
  • شوان ستیلز-درام  (در سال های 1997 تا 1998)
  • مارتین پوول-کیبورد  (در سال ها 1997 تا 2000)
  • دیو پی باس-بیس  (در سال های1998 تا 2001 )

(برگرفته از دانش نامه آزاد ویکی پدیا)

Hello world!

مارس 15, 2008

Welcome to WordPress.com. This is your first post. Edit or delete it and start blogging!


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.